فعلهای عبارتی (Phrasal Verbs) پرکاربرد؛ معنی، مثال و روش یادگیری

فعلهای عبارتی (Phrasal Verbs) ترکیب یک فعل با یک یا دو کلمهی کوچک مثل up، off، out یا on هستند که معنای تازهای میسازند. مثلاً give یعنی «دادن»، اما give up یعنی «دست کشیدن». انگلیسیزبانها در گفتوگوی روزمره خیلی بیشتر از معادلهای رسمی از این فعلها استفاده میکنند؛ مثلاً find out بهجای discover یا put off بهجای postpone. برای همین اگر بلدشان نباشی، فهم مکالمه و فیلم سخت میشود.
۲۰ فعل عبارتی پرکاربرد
- get up — از خواب بیدار شدن و بلند شدن: I get up at 6 every day.
- wake up — بیدار شدن: I woke up late this morning.
- give up — دست کشیدن، ترک کردن: Don't give up! / He gave up smoking.
- find out — فهمیدن، کشف کردن: I found out the truth.
- look for — دنبال چیزی گشتن: I'm looking for my keys.
- look after — مراقبت کردن: Can you look after my cat?
- look up — جستجو کردن (در دیکشنری یا اینترنت): Look up the word in a dictionary.
- turn on / turn off — روشن کردن / خاموش کردن: Turn off the lights.
- put on / take off — پوشیدن / درآوردن لباس: Put on your jacket.
- take off — بلند شدن هواپیما: The plane took off at 9.
- put off — به تعویق انداختن: Let's put off the meeting until Monday.
- run out of — تمام شدن چیزی: We've run out of milk.
- come across — بهطور اتفاقی پیدا کردن: I came across an old photo.
- figure out — فهمیدن، حل کردن: I can't figure out this problem.
- get along (with) — با کسی کنار آمدن: I get along well with my colleagues.
- carry on — ادامه دادن: Carry on, I'm listening.
- set up — راهاندازی کردن: She set up her own business.
- call off — لغو کردن: They called off the match.
- pick up — برداشتن، سوار کردن، یاد گرفتن بیزحمت: I'll pick you up at 8. / She picked up some French in Paris.
- show up — حاضر شدن، پیدا شدن: He didn't show up to the meeting.
جداشدنی یا جدانشدنی؟
بعضی فعلهای عبارتی مفعولشان را بین دو بخش میگیرند:
- Turn off the TV. ✓
- Turn the TV off. ✓
- Turn it off. ✓ ← اگر مفعول ضمیر باشد، حتماً بین دو بخش میآید (نه turn off it)
بعضی دیگر جدا نمیشوند:
- Look after the children. ✓ ← Look the children after. ✗
- I came across it. ✓
دیکشنریهای خوب این را با علامت نشان میدهند. معرفیشان را در راهنمای دیکشنریها آوردهایم.
یک فعل، چند معنا
خیلی از فعلهای عبارتی چند معنا دارند و معنی از متن معلوم میشود. مثلاً pick up در بالا سه معنا داشت، و take off هم هم «درآوردن لباس» است و هم «بلند شدن هواپیما».
ذرهها (particles) معنای تقریبی دارند
ذرهها گاهی سرنخ میدهند:
- up اغلب یعنی تمام کردن یا کامل کردن: eat up، drink up، use up، fill up
- out اغلب یعنی بیرون یا تا آخر: find out، run out، sort out
- off اغلب یعنی جدا شدن یا قطع شدن: turn off، take off، call off
اینها قاعدهی قطعی نیستند، اما حدس زدن معنی را راحتتر میکنند.
روش درست یادگیری
- در جمله یاد بگیر. فعل عبارتی تنها معنای کمی دارد؛ جملهی نمونه را هم حفظ کن.
- بر اساس موضوع گروهبندی کن، نه بر اساس فعل. مثلاً همهی فعلهای «صبح» را با هم: wake up، get up، get dressed، put on.
- در صحبت به کار ببر. وقتی روزت را توصیف میکنی، عمداً از آنها استفاده کن. روش این تمرین را در تقویت مکالمه بهتنهایی آوردهایم.
- با مرور فاصلهدار تثبیت کن. کارتها را با روش لایتنر مرور کن.
فعلهای عبارتی در سریالها و فیلمها فراواناند. یکی از بهترین راهها برای جا افتادنشان، شنیدنشان در موقعیت واقعی است: یادگیری زبان با فیلم و سریال.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باش!
ثبت نظر
برای ثبت نظر وارد شو.